مجتبى ملكى اصفهانى
371
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
موضوعى و ظنّ نوعى برمىخوريم كه در اينجا مناسب است به تعريف آنها بپردازيم . ظنّ اطمينانى يا ظنّ غالب يا ظنّ قوى و يا ظنّ متأخّم به علم ، همگى به ظنّى گفته مىشود كه مردم عادى آن را به منزله علم تلقّى مىكنند و لذا به آن علم عرفى و عادى نيز گفته مىشود . ظنّ خاص : به هر ظنّ شخصى يا نوعيى گفته مىشود كه دليل نقلى يا عقلى خاصى بر اعتبار آن دلالت كند ، مثل ظنّ ناشى از خبر عادل . به ظنّ خاص ، « دليل علمى » نيز مىگويند . ظنّ شخصى : ظنّ شخصى ، همان معناى لغوى ظنّ است ، يعنى : خيال و پندارى نفسانى كه در نفس پديدار مىگردد . ظنّ طريقى : ظنّ طريقى ، ظنّى را گويند كه در موضوع حكم اخذ نشده است و تنها ، طريق محض براى رسيدن به واقع است ، مانند قطع طريقى . ظنّ مانع : ظنّ مانع ، يكى از مصاديق ظنّ مطلق است و در جايى است كه ظنّى بر عدم اعتبار ظنّ ديگرى حاصل شود . به « ظنّ ممنوع » رجوع شود . ظنّ مطلق : ظنّى را گويند كه حجيّت آن توسط دليل انسداد و به كمك مقدمات حكمت ثابت شود . چنين ظنّى را « ظنّ انسدادى » نيز گويند . ظنّ ممنوع : ظنّ ممنوع نيز ، يكى از مصاديق ظنّ مطلق است و از اسبابى حاصل مىشود كه تنها در صورت قول به انسداد باب علم و علمى مىتوان به آنها اعتماد كرد . مثلا براى كسى كه قائل به انسداد است ، از گفته شخص فاسقى ظنّ حاصل شد بر وجوب نماز جمعه . چنين ظنّى را « ظنّ ممنوع » گويند . اكنون براى همين شخص ، ظنّ ديگرى حاصل شد بر عدم حجيّت ظنّ حاصل از قول